shabtab

به غضنفر ميگن سوره توحيد رو تفسير
 
كن ميگه: فكر كنم گفل (قفل) رو
 
دادن به احد، احد داده به صمد، صمد
 
 برده نياورده، كفره احدو درآورده



ادامه مطلب
نوشته شده در ۵ فروردين ۱۳۸۹ساعت ۰۱:۴۵:۳۵ توسط محمدرضا | آرشيو نظرات (1)

زن به شوهرش ميگه: شوهر همسايه هر روز صبح كه ميخواد بره

 

سر كار زنش رو ميبوسه! تو چرا اين كار رو نمي كني؟شوهر ميگه:

 

آخه من كه زنه رو خوب نمي شناسم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۳ فروردين ۱۳۸۹ساعت ۰۲:۱۵:۰۵ توسط محمدرضا | آرشيو نظرات (4)

 

نشان سالگشت (تحويل سال):

 

بر سفره هفت سين تخم‌ مرغ را روي آينه مي گذارند يا برگ سبز و نارنج را در كاسه آب مي اندازند و گويند هنگام سالگشت تخم مرغ يا برگ سبز و نارنج تكان خواهند خورد. 

  

 

زرتشتيان و يا ايرانيان كهن د‌ر نخستين بامداد نوروز در كنار چهارچوب پايين در ورودي خانه اندكي آويشن ميريزند كه نشان برپايي جشن در آن خانه است.

زرتشتيان در نخستين روز سال نو به نيايشگاه مكان زندگي خود مي روند تا سال نو را با همبستگي با يكديگر و نيايش به درگاه اهورامزدا آغاز نمايند و سپس مانند هر ايراني ديگر به ديدار بزرگان، خويشاوندان و آشنايان ميروند.

 

فردوسي درباره‌ي جشن نوروز چنين مي‌گويد:

 

به جمشيد بر، گوهر افشاندند      مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز و فروردين     بر آسوده از رنج، تن دل، زكين

بزرگان به شادي بياراستند        مي و جام و رامشگران خواستند

چنين روز فرخ از آن روزگار     بمانده از آن خسروان يادگار

 

بياييد همانند هر سال در كنار آرامگاه پدر ايران، كورش بزرگ، گرد هم آييم و با آرامش و شادي جشن كهن نوروز را آنجا برگزار كنيم. كورش ما بيداريم!
 
 
 
عيدتون مبارك

ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۰۲:۲۶:۰۴ توسط محمدرضا | آرشيو نظرات (4)

  ونزوئلا:

زلزله مي‌آيد. ايران ضمن همدردي با ملت فهيم ونزوئلا، براي آن‌ها حدود دو ميليون خانه‌ي پيش‌ساخته و مقادير خفني بيسكويت و كلوچه‌ي لاهيجان و كنسرو ارسال مي ‎كند. قرار مي‌شود تمام مردم ايران يا يك لقمه از غذايشان را به آن‌ها بدهند يا دولت خودش به زور يك لقمه از غذاي ملت بزند و به آن‌ها بدهد. رئيس جمهور ونزوئلا هم بهمراه 98346983624938264924323745 عدد خانم عريان و نيمه عريان و 1/4 عريان (!) در زير آوار متاسفانه يا خوشبختانه سالم بيرون مياد و با اون نيش هميشه بازش كه معلوم نيست به چي ميخنده لبخند مي‌زنه و با اوباما هم دست مي‌ده!

 

 

اسپانيا:
زلزله مي‌آيد. هيچ‌كس بر اثر آن كشته و زخمي نمي‌شود و فقط چند تا گاو به خيابان مي‌آيند. مردم پارچه‌ي قرمز نشان مي‌دهند و براي تفريح مي‌دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را كشته و دو هزار نفر را زخمي مي‌كنند!

ايالت كاتالان و هواداران بارسلونا نيز با گاو به استقبال هواداران رئال مادريد رفتند و بر اثر اين درگيري نيمي از جمعيت اسپانيا نيز كشته ميشوند !!!

 

 

افغانستان:
زلزله مي‌آيد. سيصد هزار نفر كشته مي‌شوند. القاعده و عصاره بن لادن (ببخشيد اوسامه بن لادن) مسئوليت زلزله را بر عهده مي‌گيرد. نيروهاي آمريكايي تمام كوهستان‌هاي افغانستان را بمباران مي‌كنند و سيصد هزار نفر ديگر از جمله بن‌لادن را در اين درگيري‌ها از بين مي‌برند. بعد از چهار ساعت پس‌لرزه‌ي فسقلي ديگري مي‌آيد و بن‌لادن در ميان تعجب همگان صحيح و سالم مسئوليت آن را هم بر عهده مي‌گيرد!

ضمنا مزرعه خشخاش هم براي دوستان مكتب عمل همچنان سالم باقي مانده است !! نگران نباش داداش !! لول

 

 

ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام مي‌كند كه از امروز به مدت يك ماه، هر روز زلزله‌اي به بزرگي هشت و نيم ريشتر، توكيو را خواهد لرزاند. ساكنان توكيو زير لب مي‌گويند سوسكي بابا و براي امتحان كردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ريشتر هم خودشان به صورت دستي به زلزله اضافه مي‌كنند. يك دستگاه هم درست مي‌كنند كه جو را تبديل به آب‌جو كند و موقع زلزله بيشتر سر حالشان بياورد!

 

 

امارات:
زلزله مي‌آيد. نيمي از كشور نابود مي‌شود. دور ساختمان‌هاي مخروبه نوار زرد مي‌كشند و آن‌ها را به مكان توريستي تبديل مي‌كنند. ايراني‌هاي هميشه در صحنه نيز از اين مكان‌ها ديدن مي‌كنند و در آن قسمت دي جي مياورند و
PERSIAN NIGHT براه ميكنند !! اماراتي‌ها با پول حاصل از صنعت توريسم، يك كشور ديگر درست مي‌كنند!

 

 

فرانسه:
زلزله قرار است تا چند روز ديگر بيايد. تمام مردم اعتصاب مي‌كنند و خواستار منع وقوع زلزله در كشورشان مي‌شوند. حمل و نقل عمومي مختل مي‌شود. در نهايت زلزله تسليم خواست مردم مي‌شود و ديگر نمي‌آيد!

در اين بين دانشجويان محجبه و مسلمان دانشگاههاي فرانسه نيز به دليل عدم كشف حجاب و نيامدن زلزله هيز بازي (!) در دانشگاه مجددا اخراج ميشوند !!

 

 

آمريكا:
زلزله مي‌آيد. هيچ‌كس كشته و زخمي نمي‌شود اما دو نفر و نصفي بي‌خانمان مي‌شوند. تلويريون ايران ده بار اين خبر را پخش مي‌كند و سياست‌هاي باراك اوباما، جرج بوش، كلينتون .... و كريستف كلمب مورد انتقاد شديد قرار مي‌گيرد!

وزير خارجه‌ي آمريكا خطر تروريسم را گوشزد مي‌كند و دوباره افغانستان را بمباران مي‌كنند!

 

 

 

فلسطين:
زلزله مي‌آيد. كسي خانه ندارد تا بي‌خانمان شود! يازده هزار نفر از نيروهاي غيرنظامي كشته مي‌شوند. قطعنامه‌اي توسط تمام كشورهاي جهان با امضاي ايران صادر شده و كشتار غيرنظاميان محكوم مي‌گردد. در انتهاي اين قطعنامه تأكيد مي‌شود كه در صورت تكرار زلزله، عواقب بسيار بدي در انتظار رژيم صهيونيستي خواهد بود! ششصد و 3610129386498 بيليون دلار كمك مالي هم توسط همان تمام كشورهاي جهان صورت مي‌گيرد!

 

 

سوئيس:
زلزله مي‌آيد. دسته‌ي عينك چهار نفر از ساكنان مي‌شكند. از سوي دولت به تمام شهروندان سوئيس مبلغ سه ميليون يورو وام بلاعوض پرداخت مي‌شود. كل كابينه از مردم عذرخواهي كرده و ضمن پذيرش مسئوليت تمام اتفاقات، دسته‌جمعي استعفا مي‌دهند!

 

 

 

كلمبيا:
زلزله مي‌آيد. تمام جمعيت كشور به جز نود و يك نفر كشته مي‌شوند. درگيري مسلحانه رخ مي‌دهد. يك نوجوان 14 ساله با آر.پي.جي نود نفر ديگر را مي‌كشد. بعد به خودش هم مظنون مي‌شود و آر.پي.جي را توي حلقش فرو مي‌كند!

اين كشور هم از نقشه جغرافيا خذف ميشود !!

 

 

هند:
زلزله مي‌آيد. تمام خانه‌ها خراب مي‌شود. مردم آواره‌ي كوچه و خيابان مي‌شوند و از گرسنگي در آستانه‌ي مرگ قرار مي‌گيرند. بعد در يك اقدام همگاني مرتاض مي‌شوند و از مرگ حتمي نجات پيدا مي‌كنند!

 شاهرخ خان و كارينا كاپور هم براي اين داستان فيلم بازي ميكنند و پايان دراماتيكي رو رقم ميزنند !!

 

 

لبنان:
زلزله مي‌آيد. نيمي از جمعيت اسلحه بدست فرار ميكنند و نيمي ديگر نيز به حمايت از سيد حسن نصرالله به خيابانها ميريزند و شعار يا حبيبي حسن سر ميدهند ... سيد حسن نيز در سخنراني خود اسراييل را بازنده اصلي اين زلزله ميخواند و مردم لبنان در كمال عشق و حال و ثروت و بي حجابي به شادي و پايكوبي ميپردازند !!‌ (به ايميل غم لبنان ما را كشت مراجعه شود - لول)

 

 

ايران:
زلزله مي‌آيد و ضص9ثيسظط]]]ۀ‍ظد طپ*/23ث4ص يدزنطش ............ ......... ......... ......... ......... ......... .........

(اگر كسي زنده بود زنگ بزنه و من رو از زير آوار نجات بده )

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۰۲:۰۳ توسط محمدرضا | آرشيو نظرات (2)

يك كشتي مسافربري گرفتارتوفان گرديد و غرق شد  . تنها دو مرد از آن كشتي جان سالم بدر برده و با رنج و تقلاي زيادي خود را به جزيره اي كوچك و متروك رساندند . بعد از چند ساعت كه حالشان كمي بهتر شد ، شروع به جستجو پيرامون خود پرداخته  و بزودي دريافتند كه براي ادامه زندگي و يا نجات از آن وضع فلاكت بار ، تنها چاره اي كه دارند ، دعاست

جزيره بسيار كوچك بود و تنها قسمت كمي از آن سرسبز بود و باقي آنرا زميني خشك و باير فراگرفته بود .  مسافر اول به دومين مرد نجات يافته پيشنهادي داد بدين منوال كه با هم اقدام به  دعا نموده و در صورت اجابت دعاي هر يك از آنها ، او حاكم  جزيره شده و ميتواند آنرا به دلخواه خود بين دو نفر تقسيم كند ، چرا كه معلوم خواهد شد ارج و قرب وي نزد خدا بيشتر از ديگري خواهد بود

هر دو موافقت كرده و شروع به دعا نمودند و اولين چيزي را كه خواستند ، غذا بود .  فرداي همانروزكه  شروع به جستجو در جزيره كردند  و در همين اثنا  مسافر اولي كه پيشنهاد  را داده بود ، درختي كوچك  را يافت كه داراي ميوه هاي نسبتا خوبي بود.

او با شادي فرياد زد كه : " خدا دعاي مرا اجابت نموده است و من ميتوانم اين جزيره را مطابق ميل خود تقسيم ميكنم . "  بنابراين  قسمت سرسبز جزيره را كه درخت ميوه  نيز آنجا قرار داشت به خود اختصاص داده تا هر زمان كه گرسنه شد از آن تناول نمايد و قسمت خالي و خشك جزيره را به مسافر دوم بخشيد . همچنين  جيره غذائي بسيارمختصري براي مسافر ديگر جزيره تعيين كرد.

يك هفته بر همين منوال گذشت .  مسافر اول ، اينبار كه بشدت احساس تنهائي ميكرد ، دست به دعا برداشت و تصميم گرفت از خدا تقاضاي يك همسر نمايد .  از قضا ، فرداي همانروز كشتي ديگري در آن حوالي غرق شد و يك زن شنا كنان خود را به جزيره و درست به  قسمتي كه -  متعلق به مسافر اول بود - رساند و طرف ديگر همچنان خالي بود.

بزودي مسافر اول دريافت كه براي خود و همسرش ، سرپناه ، پوشاك و غذاي بيشتري نياز خواهد داشت ، لذا مجددا اقدام به دعا نمود و با تعجب ديد كه فرداي همانروز تمامي درخواستهاي او اجابت گرديد  و هر آنچه خواسته بود به يكباره فراهم شده است . اين درحالي بود كه طرف ديگر جزيره همچنان خالي مانده بود.

سرانجام مسافر اول از زندگي كردن در آن جزيره آنچنان خسته شد كه دست به دعا برداشت و طلب نجات از آن جزيره متروك را نمود . بازهم دعايش مستجاب شد و درست فرداي همانروز با تعجب ديد كه يك كشتي در نزديكي ساحل جزيره و درست در كناره قسمتي كه به  وي متعلق بود ،  لنگر انداخته است.

او بلافاصله دست همسرش را گرفته و همچنانكه كشتي  داخل ميشد به مسافر دوم كه بيحال در گوشه جزيره افتاده و به خواب عميقي فرو رفته بود ، توجهي نكرد  و پيش خود گفت : "  اگر اين شخص پيش خدا ارزشي داشت حداقل يكي از دعاهاي او نيز برآورده ميشد  . "  بنابراين او را به حال خود گذاشته و سوار بر كشتي شد.

درست در لحظه اي كه كشتي داشت جزيره را ترك ميكرد ، ندايي آسماني بگوشش رسيد كه : " چرا شريك خودت  را در اينجا تنها ميگذاري ؟ ! ".

مسافر اول پاسخ داد : " شريكم ؟ .... او كه همراهمه  .  "  منظورش ،  خانمش بود.

در همين فكر بود كه آن صداي آسماني دوباره و با لحني سرزنش آميز او را خطاب كرد و گفت : " منظورم رفيقته كه در جزيره تنهايش گذاشتي ، او تنها كسي بود كه دعايش اجابت شد ! ".

مسافر اول كه بشدت متعجب شده بود ،  از كشتي پياده شده و به شتاب نزد رفيقش رفت و او را از خواب بيدار كرد و گفت : " ببينم مگر تو چه دعائي ميخواندي كه حالا بايستي من بدهكارت بشم ؟ ".

رفيق او با بيحالي و در حالي كه چشمانش را بزحمت ميتوانست بگشايد  با صداي ضعيفي گفت : " من فقط يك جمله دعا  ميكردم و آن اين بود كه  خدايا تمامي خواستهاي دوستم را استجابت كن ".   


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱۰:۵۰:۰۸ توسط محمدرضا | آرشيو نظرات (1)

بانوان عزيز آيا ميدانيد شوهرتان را چگونه ساديسمي كنيد!؟

فقط لطفا (كيف و چمدان) خود را در دسترس نگه داريد

 

 دائما به شوهرتان بگوييد :

ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !

. غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد

و قبل از اينكه به غذا لب بزند بگوييد :

اينقدر بدم مياد از مردايي كه از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !

 هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد :

اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا كنديشون ؟!

 هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ،

به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد :

هوووووووووووووووووق !

 هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ،

به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد !

هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ،

به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع كانال را عوض نماييد !

دائماً در حضور شوهرتان ،

از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف كنيد !

براي تولد شوهرتان ، مسواك وخمير دندان كادو بگيريد و بگوييد

كه عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي

و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !

اگه شوهرتان با كلي قرض و قوله و وام گرفتن ،

براي كادوي تولدتان يك عدد پژو 206 آلبالويي خريد ،

با دلخوري بگوييد :

اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي كردم

حتما برام يه ماكسيما مي خريد !

هر وقت ديديد كه شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ،

براي ضد حال زدن به او بگوييد :

عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه كنم

بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟!

هر 5 دقيقه يكبار به محل كار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد :

عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم كه تلفنت

مشغول نيست و حواست جمع كارته !

هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد :

عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود كه

در يك لحظه خر شدم و بله رو گفتم !

از همسرتان معناي عشق را بپرسيد

و بعد از اينكه 2 ساعت عشق را تفسير كرد

و برايتان داستان هاي عشقي تعريف كرد ، به او بگوييد :

ابله ! عشق يه چيزي مثل كشك و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !

هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت

و از شما خواست كه پيش خودتان بماند و به كسي نگوييد ،

سعي كنيد ، كسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند

كه اين راز به گوشش نرسد !

و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ،

شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ،

با توجه به قحطي شوهر در جامعه ،

با چشماني پر از اشك به او بگوييد :

منو ببخش عزيزم.

و بعد از اينكه كاملا خر شد ،

عمل به توصيه هاي بالا را از نو تكرار نماييد !!!
 
 
 
نظراتون واسم مهمه
محمدرضا

ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۴۵:۰۱ توسط محمدرضا | آرشيو نظرات (4)


Design By : Night Skin | Translator By : THEM